تبلیغات
آیا حقیقتی وجود دارد ؟
آیا حقیقتی وجود دارد ؟

تولدی دیگر

دوشنبه 1 آذر 1389

به زودی با مطالبی در حد انفجار به روز میشیم

..............................coming soon


موسیقی معنا گرا

چهارشنبه 9 بهمن 1387

باسلامی به گرمی صدای ساز

عزیززان دل ایندفعه بد ندیدم که در مورد موسیقی و آهنگ و شعر و ...... برای شما بنویسم .

البته باید بگویم نوشتنم اصلا خوب نیست ولی فقط به خاطر در کنار شما عزیزان بودن وهم فکری و مشورت با شما دوستان می نویسم .

 

 

 

 

شروع :

موسیقی از سال های بسیار دور با زندگی مردم مخلوط گشته است و همواره با مردم بوده ولی امروزه موسیقی و کل تشکیل دهنده های آن از معنا گرا بودن فاصله گرفته است در امروزه که موسیقی بیشتر از گذشته با مردم سرو کار هم دارد و فقط برای پول و سال مشخصی ساخته می شود .

در زمان های قدیم یک موسیقی که خلق می شد سال های سال با انسان ها بود و بعد از آن نیز تاثیر خود را داشت و جایگاهی همیشگی داشت . در زمان های قدیم موسیقی را برای آرامش روح وجسم و لذت بردن از آن گوش می دادند در گذشته برای ساخت یک موسیقی مدت ها وقت می گذاشتند در قدیم برای خواننده بودن ارزشی قائل بودن یک آهنگ تاریخ مصرف نداشت و خیلی چیز های دیگر ولی امروزه چی ؟ هرکاری برای خود تاریخ مصرفی دارد و بعد از یک هفته تکراری می شود و به گفته خیلی ها از مد می افتتد و می رود به تاریخ گذشته می پیوندد و به اصطلاح امروزی ها قدیمی می شود امروزه آهنگ ها تارخ مصرف دارد مثلا : یک روزه یک هفته یک ماه  و آن هایی که دیگه خیلی باحال و توپه 8.9 ماه و به ندرت یک ساله بعد از یاد طرفدارترین و دوستدار ترین نیز می رود و از یاد می رود اگر هم روزی به اتفاق شنیده شود می گویند یارو چه قدیمی تو مد نیست امروزی نیست وهزاران حرف دیگه ولی نگاهی به آهنگ هایی که در سال های دور ساخته شده می اندازیم مثل بهتون موزارت که هنوز هم با اینکه در میان ما نیستند ولی طرف داران خود را دارند و نمی توان به آنها قدیمی گفت هنوز هم وقتی به آهنگ های دلکش و گلپا و هایده و ابی و داریوش گوش می دهیم آرامش خاصی می گیریم و از آن لذت می بریم و هنوز هم قدیمی ترین آهنگ های آن ها طرفدار خود را دارد و قدیمی نمی شود و کسانی که فهم موسیقی دارند و آن را درک می کنند هنوز با آهنگ های این افراد و خیلی ها که در این لیست هستند حال می کنند و به معراج می رسند و به پرواز در می آییند هنوز آهنگ ستاره های سربی مثل آهنگ های امروزی لذت دارد آن گام صدا  آن موسیقی زیبا و آن شعر بسیار زیبا و پر معنا از ایرج جنتی عطایی فقط کافی است یک بار در حال رانندگی به این آهنگ با صدای کمی بلند گوش بدهید تا بگویم نظرتان راجب آهنگ چه می شود . هنوز با آهنگ های بهتون و موزارت میشه حال کرد و از آن لذت برد هنوز آهنگ آن ها جزء معروفترین آهنگ هاست خیلی ها خود نمی دانند که این آهنگ ها مال کیست ولی آن ها را دوست دارند . هنوز وقتی آهنگ یار قدیمی هایده را که می گذاریم خیلی ها با آن یک صدا می خوانند : سلام من به تو یار قدیمی منم همون وفادار قدیمی  و از آن لذت می برند یا آهنگ : مستیم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم بامن زاده شده   منو رها نمی کنه و خیلی دیگر از آهنگ های گذشته . 

واقعا چرا آهنگی بود که وقتی اومد خیلی ها  گوش می دادند و از آن لذت می بردند ولی بعد از مدتی کنار گذاشته شد و الان شاید دیگر در ماه هم کسی یک بار آن را گوش نمی دهد واقعا چرا این را از خود سئوال نمی کنیم . ما انسانیم تورو خدا اخواب بیدار شویم             برای یک موسیقی خوب چند چیز زیر لازم است :

 

 

 

 

 

 

 

 

1- صدا :  امروزه دیگر اصلا صدا معنا و مفهومی ندارد هرکسی هوس می کنه بخونه خواننده می شود شخصی داره می خونه صداش مثل جیغ زنونه است اون یکی اصلا گام بالا و پایین رو نمی فهمه اون یکی نمی دون معنی صدا از ته حلق و دیافراگم چیه و اصلاد نمی دونه وسعت صدا یعنی چی اون یکی میاد صداش رو با کامپیوتر به هرشکلی دوست داره در میاره اسم خودش رو هم میذاره هنرمند کجای تو هنرمنده اونکه هنر دستگاه کامپیوتره و اون دستگاه ها الکترونیکی شما چه کار کردی بعد هم که کنسرت می گذارند اصلا نمی فهمی چی می خونه فقط صدای موزیکه واقعا این هنره نمی دونم چی بگم ولی باز نگاهی به گذشته ها می کنیم هرکدام صدایشان زیبایی خاص خود را داشت کسایی بودند با گام و وسعت بالا که حتی صدایشان از موزیک نیز بالاتر بوده و هست واقعا کدام هنره

 

 

 

 

2- شعر : شعر بعد از صدا به یک خواننده شخصیت می دهد شعر باید مردم را جذب کند ولی در کنارش باید سنگین نیز باشد تورو خدا به متن شعر ها و ترانه های امروزی کوش کنید : آدم بده حالم بده عشقم رفته نیومده یا اون یکی که می گه وای وای وای  پارمیدای من کوش وای وای وای دار میرم از هوش یا ازدر میام تو با یه شیشه مشروب یا مهمونی تو فرمانیه جو قرو قاطیه ویا خیلی از چرندیات دیگر که آدم اصلا خجالت می کشه به آنها بگه شعر وترانه حالا به چند نمونه قدیمی اشاره می کنیم : من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت برون فکنده ز گلشن به جرم چهره زردم یا وقتی تن حقیرم و به مسلخ تو می برن  مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم اسم منو از من بگیر تشنهی معنی منم سنگین بار تن برام ببین چه خسته می شکنم یا کجای این جنگل شب پنهون می شدی چکاوکم پشت کدوم سد سکوت پر می کشی خورشیدکم یا سهمی از رجعت انسان سهمی از خداشدن باش سهمس از معجزه عشق سهمی از معراج من باش یا رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم و به این آخری دقت فر مایید ساعت بی عقربه و تقویم قرن سوخته ترانه له شده و صف لبای دوخته تاریخ بی گذشته و آینده ی رو به عقب کوچیدن تکراری و طلوع شب از پی شب واقعا کدام معنی دارد و کدام راه را نشان می دهد و کدام بهتر زندگی کردن را یاد می دهد کدام واقعیت است و مهمتر از همه کدام هنر است

(من از تو یاد گرفتم که تن به یاس بشویم   شبیه آیینه باشم همیشه راست بگوییم )

یکی از دلایلی که ما امروزی ها رو بیشتر می پسندیم این است که راحت است نیازی به درک ندارد و ما امروزه متاسفانه راحت طلبی را خیلی دوست داریم نه کمی فکر چون او شعرهای زیبا باعث می شود که ما به فکر خود فشار بیاوریم بنا براین ترجیح می دهیم که این سخن های چرت امروزی که اصلا آبروی شعر را می برد گوش دهیم

 

 

 

3- آهنگ :آهنگ باید دارای زمینه باشد باید وقت صرف آن کرد برای ساخت موزیک باید باتوجه به صدای خواننده و توانایی صدای او کار ساختن را شروع کرد آهنگ ساز باید بلد باشد چه بسازد نت نویسی چیست و نت چیست و زنده بودن نت هارو حس کنه باید بلد باشه چند نوع ساز بزنه باید پیام شعر را درک کند معنی صدا و ترانه را بداند کدام یک از این معیار ها در این آهنگ های امروزی زعایت می شه نه بلا پایینی فقط مثل یک خط مستقیم می ره تا انتها خیلی ها هم که با کامپیوتر آهنگ می سازند من نمی دونم اون چه ارزش وهنری داره هنر یعنی نواختن انسان نه دستگاه یا خیلی ها که امروزه آهنگ های دیگر را با کمی تغییر جزیی بر می دارند دوباره پخش می کنند ویا مال افراد خارجی را برمی دارند و یا یک نفر با صدا فقط دبس دبس می کنه و یک ارگ خالی  آخه مگه این می شه آهنگ سازی کجای این کار آهنگ سازی است یا همه اش دب بد است یا صدای خواننده بسیار ضعیف است و صدای آهنگ بلند به طوری که در  خیلی جا ها صدای خواننده گم می شود و هزاران مشکل دیگر شما به پیانوی زیبای رازقی پرپر شد گوش بدید یا به گیتار های قشنگ خورشید خانوم یا جست و جو یا رازقی (ابی) یا به حماسی بودن مولای سبز پوش یا به شور موجود در یار قدیمی یا به آهنگ زیبای من اگه خدا بودم و یا مستیم درد منو دیگه دوا نمی کنه  یا به آهنگ فلود سحر آمیز یا سمفونی بهتون یا یانی و هزاران مثال دیگر

 

 

4- تنظیم :که امروزه چون کامپیوتر همه کاره است اصلا به صورت اصولی معنی نداره ولی در واقع شما باید یک تنظیم کننده خوب داشته باشید تا کار به صورت خوب و حرفه ایی در آید

 

 

 

 

5- استودیو : که صدای شما را می کیرد و ضبط می کند که امروزه هرکسی زیرزمین خونشون رو کرده استدیو با یک بلند گو و 2 تا باند و کار ضبط و پخش انجام میده

 

آخه کجای این هنره تورو خدا هنر موزیک رو خراب نکنید خجالت بکشید که خودتان را نیز هنرمند می نامید و البته ای مردم بیدار شوید دیگر خواب بس است این ها چیست که شما یه عنوان هنر قبول می کنید و این ها چه کسانی هستند که شما به عنوان هنرمند قبول می کنید این جنس درجه 4 و دست دوم است که به شما به عنوان درجه 1 و نو می دهند بس است ساده لوح بودن و بی خیال بودن بلند شین و به هنر وهنرمند واقعی احترام بگذارید و از آن لذت ببرید آهنگ کوش دهیم که آرام شویم نه عصبی و وحشی روح خود را لطیف و زیبا کنیم نه زمخت و خشن بس است دیگه نمی دونم چی بگم قضاوت با خودتان .

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

جمعه 10 آبان 1387

ادامه

در ادامه باید به این نکته نیز اشاره کرد که کتاب همانقدر که مفید است مضر نیز هست زیرا کتاب می تواند با اطلاعات غلط و حرف های نادرست خواننده را به گمراهی بکشاند ما باید هر نوع کتابی را در زندگی خود مطالعه کنیم تا با دیدگاه ها و نظرات و افکار دیگر مردم نیز آشنا شویم ولی اینجا بحث رتبه بندی و ارزشمندی پیش می آیید که آیا این کتاب اصلا برای من ارزش خواندن دارد یا نه که چون هر کتابی مفید است جواب بله است ولی مثلا کتاب بقلی ارزشی برابر100 دارد و اونیکی کتاب ارزشش 90است ودیگری 60و همینجوری تا به اون کتاب می رسیم که از خود سئوال کرده بودیم آیا ارزش خوندن دارد یا نه .پس ما اول چه بهتر است اونی که ارزشش برابر 100 است را بخونیم بعد به ترتیب پایین تر ها نظر شما چیست ؟

مشکل دیگری که با آن مواجه شده صحت مطالب کتاب است چون هستند کتب که مطالب داخل آن اشتباه است و صحت ندارد و متاسفانه فقط و فقط برای گمراهی انسان های کتاب خون است ( چون کتاب خون ها معمولا به کتاب ومطالب آن اطمینان زیادی می کنند ) پس سریعا به هر کتاب و مخطلبی بهتراست اطمینان پیدا نکنیم

و مشکل بعدی تحریف یا به قول خیلی ها سانسور است که من کلمه سانسور رو زیاد قبول ندارم تحریف فکر میکنم صحیح تر است زیرا سانسور به معنای ننوشتن یک قسمت و حذف آن است نه اینکه به مدل دیگری که خود مورد پسند ماست بنویسیم و تغییر بدهیم ( مشکلی که متاسفانه فیلم های دوبله شده نیز دارد ) این کار یعنی تحریف متاسفانه این کار در کشور ما بیش از همه ی دنیا رواج دارد و این باعث می شود که ما چیزهایی که نویسنده می نویسد را نتوانیم بخوانیم ( مثال در فیلم تروی زن مرده را که می دزدند در فیلم دوبله شده دختر طرف معرفی می شود و در کتاب هایی مثل داوینچی کد و شیاطین و فرشتگان و...و هزاران فیلم دیگر و حتی سریال ها ) به نظرم در جایی که مافقط بتوانیم به یکی از 2 گزینه سانسور یا تحریف رای بدهیم سانسور خیلی بهتر است زیرا فقط قسمتی را نمی خوانیم ولی در تحریف داریم اطلاعات غلط و اشتباه که عدهایی سود جو دوست دارند را می خوانیم و اصلا منظور نویسنده نبوده ( بعد از تحریف نیز با سرو صدا زیاد به کتاب چاپ می دهند تا مرد نیز به این خاطر جلب متاب شوند تاببینند که در کتاب چیست که این قدر سرو صدا کرد و بعد نا خواسته دروغ مطالعه می کنند )  نظر شماچیست تحریف یا سانسور

امروزه تحریف و سانسور روی هر کتابی انجام می گیرد حتی کتاب هایی که شما فکرشم ساید نکنید روزی در انتشارات معروف خصوصی بودم که کتاب های دانشگاهی معماری و شهر سازی چاپ می کرد مسئول انتشارات آقای ......... بحث همین موضوع بود گفت دیروز کتاب ...................... بردم ارشاد گفته اند این جاهای کتاب مشکل دارذد و باید حذف و عوض شود آخه به نظر تو xerces این کتاب های درسی معماری و شهر سازی هم باید سانسور شود با تعجب گفتم جدی می گید گفت واقعا بعد به من متن قبل از چاپ را که ارشاد گفته بود باید تغییر کند را به من نشان داد من قضاوت را به خود شما خواننده عزیز واگذار می کنم

جا های خالی معنی اسم و مکان و کلا مشخصات چی زی است که داریم صحبت می کنیم ولی چیزی نمی نویسیم چون کسی به مشکل بر نخورد

ادامه

در ادامه باید به این نکته نیز اشاره کرد که کتاب همانقدر که مفید است مضر نیز هست زیرا کتاب می تواند با اطلاعات غلط و حرف های نادرست خواننده را به گمراهی بکشاند ما باید هر نوع کتابی را در زندگی خود مطالعه کنیم تا با دیدگاه ها و نظرات و افکار دیگر مردم نیز آشنا شویم ولی اینجا بحث رتبه بندی و ارزشمندی پیش می آیید که آیا این کتاب اصلا برای من ارزش خواندن دارد یا نه که چون هر کتابی مفید است جواب بله است ولی مثلا کتاب بقلی ارزشی برابر100 دارد و اونیکی کتاب ارزشش 90است ودیگری 60و همینجوری تا به اون کتاب می رسیم که از خود سئوال کرده بودیم آیا ارزش خوندن دارد یا نه .پس ما اول چه بهتر است اونی که ارزشش برابر 100 است را بخونیم بعد به ترتیب پایین تر ها نظر شما چیست ؟

مشکل دیگری که با آن مواجه شده صحت مطالب کتاب است چون هستند کتب که مطالب داخل آن اشتباه است و صحت ندارد و متاسفانه فقط و فقط برای گمراهی انسان های کتاب خون است ( چون کتاب خون ها معمولا به کتاب ومطالب آن اطمینان زیادی می کنند ) پس سریعا به هر کتاب و مخطلبی بهتراست اطمینان پیدا نکنیم

و مشکل بعدی تحریف یا به قول خیلی ها سانسور است که من کلمه سانسور رو زیاد قبول ندارم تحریف فکر میکنم صحیح تر است زیرا سانسور به معنای ننوشتن یک قسمت و حذف آن است نه اینکه به مدل دیگری که خود مورد پسند ماست بنویسیم و تغییر بدهیم ( مشکلی که متاسفانه فیلم های دوبله شده نیز دارد ) این کار یعنی تحریف متاسفانه این کار در کشور ما بیش از همه ی دنیا رواج دارد و این باعث می شود که ما چیزهایی که نویسنده می نویسد را نتوانیم بخوانیم ( مثال در فیلم تروی زن مرده را که می دزدند در فیلم دوبله شده دختر طرف معرفی می شود و در کتاب هایی مثل داوینچی کد و شیاطین و فرشتگان و...و هزاران فیلم دیگر و حتی سریال ها ) به نظرم در جایی که مافقط بتوانیم به یکی از 2 گزینه سانسور یا تحریف رای بدهیم سانسور خیلی بهتر است زیرا فقط قسمتی را نمی خوانیم ولی در تحریف داریم اطلاعات غلط و اشتباه که عدهایی سود جو دوست دارند را می خوانیم و اصلا منظور نویسنده نبوده ( بعد از تحریف نیز با سرو صدا زیاد به کتاب چاپ می دهند تا مرد نیز به این خاطر جلب متاب شوند تاببینند که در کتاب چیست که این قدر سرو صدا کرد و بعد نا خواسته دروغ مطالعه می کنند )  نظر شماچیست تحریف یا سانسور

امروزه تحریف و سانسور روی هر کتابی انجام می گیرد حتی کتاب هایی که شما فکرشم ساید نکنید روزی در انتشارات معروف خصوصی بودم که کتاب های دانشگاهی معماری و شهر سازی چاپ می کرد مسئول انتشارات آقای ......... بحث همین موضوع بود گفت دیروز کتاب ...................... بردم ارشاد گفته اند این جاهای کتاب مشکل دارذد و باید حذف و عوض شود آخه به نظر تو xerces این کتاب های درسی معماری و شهر سازی هم باید سانسور شود با تعجب گفتم جدی می گید گفت واقعا بعد به من متن قبل از چاپ را که ارشاد گفته بود باید تغییر کند را به من نشان داد من قضاوت را به خود شما خواننده عزیز واگذار می کنم


مصاحبه

جمعه 10 آبان 1387

با فردی که سال ها ی مهم سن خود را با کار فرهنگی کتاب گذرانده هم کلام شدیم تا از او هم درمورد تحریف و سانسور سئوال کنیم

نام : حمید رضا ..............

این فرد حدود 20-30 سال تجربه دارد در کار کتاب این فرد در یکی از انتشارات معروف دولتی کار می کرده که حتی قبل از انقلاب هم این انتشارات مشغول چاپ کتاب بوده صدرد شما نیز نام این انتشارات را شنیده ایید که چندی پیش به بخش خصوصی واگذار شد انتشارات ................

شما چند کتاب را کامل خوانده اید ؟

تا به امروز رو اگه بخواین ( بعد از کمی مکس ) راستش شمارشش از دستم در رفته دقیق نمی دانم و لی خیلی زیاد

این طور که ما می دانیم در انتشارات شما افراد سر شناس و معروف نیز رفت و آمد داشتند می توانید برای ما از آن ها بگویید ؟

بله. افرادی چون دکتر قمشه ای و خواهرشون آقایان مدیری رادش غفوریان زنده یاد شکیبایی و خانوم ها بایگان جنیدی و چند تا از اخبار گو ها و فرد خوش صدا دیگری که اسمش الان در یادم نیست ولی راز بقا های قدیمی را دوبله می کرد و راستی زنده یاد نوذری و تنی چند از دوبلور ها که خاطرات زیادی با استاد قمشه ایی دارم همیشه وقتی می آمد من یک حال خاصی پیدا میکردم ومن را حمید آقا صدا می کرد و خاطرات خوبی با آقایا نی که با لا نام بردم و همین طور خانوم های هنر مند

پس یا این حساب شما می توانید از قدیم بگید که آیا سانسور بوده و تحریف چطور و کلا اطلاعات دیگر ؟

بله. آدم نباید دروغ بگه در زمان حکومت پهلوی هم بوده ولی خیلی کمتر و اون زمان اصلا تحریف نبوده فقط سانسور بوده و خیلی هم کم وجزئی و فقط در بعضی موارد ولی بعداز حکومت شاه چندی تحرف و سانسوری صورت نگرفت چون کتابی که مشکل داشته باشه چاپ نمی شود ( مدت بسیار کوتاه ) بعد از آن با سانسور شروع شود ولی بعد ها از تحریف خیلی بیشتر از سانسور استفاده شد تا به امروزه که به حد بالایی رسیده 

چرا برخی با تحریف و سانسور مخالفند ؟

زیرا تحریف نه تنها چیزی به اطلاعات شما اضافه نمی کند بلکه شما را گمراه می کند بادادن اطلاعات اشتباه و سانسور هم که قسمتی از اطلاعات کتاب حذف می شود

پس با این تعریف شما هم در مواردی که فقط دو گزینه وجود داشته باشد قطعا سانسور را انتخاب می کنید ؟

بله 100در صد

با این بحث ها کتاب نخونیم بهتر است از نظر شما ؟

نه . باید کتاب را در هر شرایطی خواند فقط با چشم باز تر و اطلاعات بیشتر اگر کمی اطلاعات داشته باشید در مورد چیزی که می خوانید می توانید به راحتی سانسور ها و تحریف ها رو تشخیص بدید خیلی ها الانه به این امر رسیدن که کاملا می توانند تحرف و سانسور را تشخیص دهند و یا بعد از آن در مورد آن موضوع تحقیق کنید

ینعی شما می گویید دیگر مثل گذشته نمی توان به کتاب اطمینان کرد ؟

بله. متاسفانه همین طور است

راستی نظر شما از واگذاری انتشاراتی به این بزرگی به بخش خوصوصی چیست ؟

والا چی بگم فکر می کنم از وقتی به بخش خصوصی واگذار شده خیلی از نظر چاپ و عنوان افت داشته که این به ضرر این کشور است چون این انتشارات یکی از بزرگ ترین انتشارات دنیا بوده و متا سفانه کلی کارمند با سابقه درخشان این وسط از کار بی کار شدن یکی خود من که از مدیریت بر کنار شده و همه ما رو به جاهای دولتی دیگه فرستادن وقعا خدا ازشون نگذره چون زندگی منو خراب کردن با این کار منو که فقط 19 سال کارمند نمونه بودم به جز کارهای دیگم از کار بیکار کردن و به خاک سیاه نشوندن امید وارم هیچکس این روزهارو نبینه

در آخر از شما تشکر می کنم که وقت تون رو به ما دادید و امید وارم هرچه زود تر وضع زندگی تان به همان منوال که دوست دارید برگردد و در آخر حرفی دارید بفرمایید و خداحافظ

باتشکر از شما که من را قابل دونستین و فقط از جوانان می خواهم حواسشان به خودشان باشد خدا نگهدار

نظر شما در مورد این مصاحب چه بود  

و این هم شعر ی زیبا برای بد بختی ها :

قصه ی جاد.گر بد که از کتابا می اومد

نشسته بر منبر خون عاشقارو گردن می زد


شروع

شنبه 4 آبان 1387

سلامی به گرمی قلب عاشق

امروز می خواهیم یک مسئله تقریبا ساده را مورد بررسی قرار دهیم اونم بحثی است که بار ها و بارها شاید شنیده اید

مقدمه :

در جوامع امروزی و زندگی های امروزی دیگر فرصتی برای مطالعه نیست که تبدیل شده به یکی از مشکلات کشور ما.

امروزه در ایران مطالعه بسیار کم تر از گذشته انجام می شود برای همین رفتار های جوانان به این شکل در آمده

که دیگر اصلا  بحث و طرف داری ندارد و خیلی از زندگی ها را خراب می کند شاید کسی باشد که بگوید این دو چه ربطی به یک دیگر دارند باید در جواب این گروه از دوستان بگوییم که وقتی شما مطالعه خود را زیاد کنید در نتیجه  خیلی چیز ها در نظر شما تغییر می کند نظر شما متفاوت با گذشته می شود خواسته های شما عوض می شود را مقابله بهتر با مشکلات را یاد می گیرید وکمی نیز آرامش پیدا می کنید زیرا برای مطالعه در آن زمان کمی سکوت بیشتر می شود و برای مدتی که در حال مطالعه هستید فکر شما از تمام مشکلات رها شده و فقط به موضوع و متن کتاب می پردازد

بنا بر این مطالعه خیلی از مشکلات ما را حل می کند ولی چند نکته نیز هست که باید از آن ها نام برد

1- چه کتاب هایی را باید خواند

2- مطالب این کتاب تا چه حد صحت دارد

3- آیا این کتاب تحریف شده است ؟

این هم مشکلاتی است که در راه مطالعه که بیشتر از همه جای دنیا درر کشور ما اتفاق می افتد مخصوصا گزینه آخری که واقعا دیگر آزار دهنده شده است

این مطلب ادامه دارد ..................

 


دوستانه

شنبه 4 آبان 1387

همیشه شروع کردن درست سخته برای اینکه باید چیزی در اول نوشت که خواننده رو جذب کنه ولی بر هر حال باید از جایی شروع کرد بنابراین قاعده نانوشته شروع می کنیم

با ما باشید


مقدمه

جمعه 3 آبان 1387

خوب ما تقریبا هر ما سعی می کنیم آپ کنیم

ما در این وب فقط قصد بحث و نقدو بررسی داریم بنابراین اجازه بی احترامی به هیچ کس داده نمی شود

شما می توانید مطالب خود را در مورد بحث باذکر دلیل و منبع برای مدیریت بفرستید تا در وب گذاشته شود

شما موضوع هایی که دوست دارید در مورد آن ها بحث شود را در نظر سنجی بنویسید

ما برای آپ کردن و کلا نگه داشتن این وب به شما وتبادل نظر با شما نیاز داریم زیرا این وب جای بحث و گفتگو است پس شما هم با شریک شوید در این راه و حتما نظر بدید و بحث کنید

هدف ما رسیدن به معراج است پس در این راه سخت ما را همراهی کنید

به امید روز هایی که از هم چیز یاد می گیریم

خدانگهدار

باتشکر مدیریت

 

 

 




فهرست وبلاگ

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها